خرید بک لینک

هر بار مي خواهم فراموش کنم ولی باز به خاطر مي آورم معجزه ي لبخندت را...که با من چه کردی ! پیش چشم های تو همیشه کم می آورم R

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

یادش بخیر

آنروزهایی که گرم گفتگو به قلل مرتفع آلبروز می رفتیم

و زیبایی های زندگی را مکاشفه می کردیم

و بدون توجه به گذر زمان

کمی به تاریک شدن هوا مانده

رفیق گرمابه و گلستان مان جک

جک دنیلز خودمان را می گویم

با لبخند و اندکی مستی

تعیش ما را مکاشفه می کرد

رمی

Remi Peter Schulz

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

تقدیم به لحظه های تنهایی ات"کی می شود ساعتوقارش را با بی قراری مان عوض کند"کی می شودیک روز برگردیبا نشانه هایی از خیابان های بی عبور!برایت یک بارانی زرد پر رنگ میخرممی گذارم روی بالکن خانه ای که نداریمممممم!قهوه ی تلخی حاضر میکنمو برای چندمین بار معنی سفر را از تو می پرسم !!!میدانی که ..بی توسرمای این کوچه هامراپایان میدهدیک روز!نوشته روناکر می20/Feb/2012 ساعت 3/58am

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

صفحه بندی